الملا فتح الله الكاشاني
193
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از منكر كند بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود و عبد اللَّه بن مسعود از رسول ( ص ) روايت كرده كه بد قومى باشند كه امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و بد گروهى باشند كه مؤمن در ميان ايشان بتقيه زندگانى كند و على بن عيسى به اين آيه استدلال كرده بر جواز انكار منكر با خوف قتل و بخبر ماثور از پيغمبر ( ص ) كه افضل جهاد كلمة حق عند سلطان جاير يقتل عليه و درين استدلال نظر است زيرا كه از شرط حسن انكار منكر آنست كه در آن مفسدهء نباشد و هر گاه مؤدى بقتل باشد اين شرط منتفى خواهد بود پس قبيح باشد و آيه و خبر مخصوص است بغلبهء ظن در آنكه انكار منكر مؤدى بمفسده نباشد پس در اين صورة جايز بلكه واجب خواهد بود و اگر چه منجر بقتل شود * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه نگروندگان بودند بآيات خدا و قاتلان پيغمبران و كشندگان آمران بمعروف بودند يا آنكه راضى بودند و مقتدى بايشان * ( الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * آن كسانىاند كه بيشايبهء شبهه تباه گشت و نيست شد علمهاى ايشان كه آن ادعاى ايشان بود بتمسك بتورات و اقامة شريعة موسى ( ع ) * ( فِي الدُّنْيا ) * درين سرا كه كسى ستايش ايشان نميكند بلكه بر ايشان لعنت ميكنند و دماء و اموال ايشان محقون و محفوظ نيست * ( وَالآخِرَةِ ) * و در آن سراى كه ثوابى بر آن مترتب نميشود و حبوط عمل عبارتست از وقوع آن بر خلاف وجهى كه بر آن مستحق ثواب و مدح شوند * ( وَما لَهُمْ ) * و نيست مر ايشان را روز قيامت * ( مِنْ ناصِرِينَ ) * يارى دهندگان كه عذاب از ايشان دفع كنند كلبى از ابى صالح روايت كند كه عبد اللَّه عباس روايت كند كه از اهل خيبر در عهد رسول ( ص ) مردى و زنى زنا كردند و ايشان در ميان قوم خود شريف بودند و در تورية حكم ايشان رجم بود برخواستند و نزد رسول ( ص ) آمدند به آنكه حكم او متضمن تخفيف حد باشد پس قضيه را معروض داشتند و حضرت برجم حكم فرمود نعمان بن اوفى و عمرو بن الحارث گفتند جرت علينا جور كردى بر ما چه بر ايشان رجم نيست رسول ( ص ) فرمود دروغ مىگوييد در تورية حكم بر ايشان رجم است گفتند نه چنين است رسول ( ص ) بفرمود تا تورية را حاضر كردند پس بايشان گفت كه كيست كه ميان شما اعلم باشد بتورات گفتند مردى اعور است و در فدك مىباشد و او را ابن صوريا گويند پس كسى را را فرستادند و او را بمدينه آوردند او نزد رسول آمد و آغاز تلاوت تورية كرد و چون بآيهء رجم رسيد دست بر آن نهاد و آن را بپوشيد و تلاوة نكرد عبد اللَّه سلام برخواست و دست او را از آن جا برداشت و آن آيه را برخواند رسول ( ص ) گفت دانستيد كه حكم آن بود كه من كردم و تورية مطابق قول من است و در تورية چنين بود كه مردى محصن و زن محصنه چون زنا كنند و بينه بر ايشان اقامه كنند ايشان را رجم بايد كرد و اگر زن آبستن بود او را رها كنند تا بار بنهد و بعد از آن او را رجم كنند